قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

447

تاريخ الفي ( فارسى )

درخواست [ بخشش ] گناه او نموده از حضرت امير المؤمنين التماس آن كردند كه او را طلب نمايد . امير المؤمنين فرمود : مرا چنان به خاطر مىرسد كه مصقله بازنيايد و كوشش شما عبث برآيد . « 1 » و لهذا حصين بن المنذر به او نوشت كه : اى مصقله ما گناه تو را از امير المؤمنين شفاعت كرديم ، امير المؤمنين قلم عفو بر جرايم تو كشيده ، مىبايد كه در ساعت متوجّه خدمت امير المؤمنين شده خود را از ننگ متابعت معاويه خلاص كنى . چون اين نوشته به مصقله رسيد مصقله بگريست و گفت : يقين مىدانم كه امام به حق و هادى مطلق به غير از امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، كسى ديگر نيست و من بر احوال خود پريشان و از احوال خود حيران شده‌ام ، و اما حضور من به حضرت او ، كرّم اللّه وجهه ، متعذّر است ؛ چه ، مىدانم كه ميان من و خصمان من حكم به طريق حق خواهد فرمود و بودن من در اين جانب از بيم عدل و انصاف اوست . و من هرگز محاربهء او نجويم و راه معاونت و موافقت بر مخالفان او نپويم . و هركه قدمى يا دمى در عداوت آن حضرت زند آن را موجب لعن و شقاق او مىشناسم . افتتاح قتال صفّين در تاريخ مستقصى مسطور است كه زمان حرب صفّين چهل روز امتداد يافته و از جانب معاويه قريب هشتاد [ هزار تن ] به قتل رسيد و از لشكر امير المؤمنين ، كرّم اللّه وجهه ، از مهاجرين و انصار و تابعين و عامّه مؤمنين مقدار چهل هزار مرد به شهادت فايز گشت . و در تاريخ امام يافعى چنين مذكور است كه در حرب صفّين مقتولين فريقين شصت هزار كس بود . و از ابن سيرين مرويست كه هفتاد هزار كس از جانبين كشته شد . و به عقيدهء صاحب گزيده بيست و پنج هزار نفر از سپاه امير المؤمنين حيدر به عزّ شهادت رسيد ؛ از آن جمله بيست و پنج كس از اهل بدر بودند . و از لشكر معاويه سى و پنج هزار به قتل رسيد ؛ و العلم عند اللّه تعالى . بر هرقول اگر به بيان اسامى مقاتيل كه هرروز به قتل آمده شروع نمايد مجلّدات ضخيم به ذكر آن مشحون گردد . بنابراين مضمون « خير الكلام ما قلّ و دلّ » را مرعى داشته به ذكر مشاهير صحابه و تابعين ، رضوان اللّه عليهم اجمعين ، و امراء كوفه و خراسان كه در آن ايّام مقتول گشته اكتفا مىنمايد ؛ و اللّه مستعان . در مقصد اقصى آورده كه چون هلال صفر سال بيست و هفتم از رحلت خير البشر روى نمود حضرت امير المؤمنين و وصىّ نبىّ امين ، عليه السّلام و التّحيّة الى يوم الدّين ، منادى فرمود :

--> معاويه دعوت كرده بود ، نوشت ؛ - نهاية الأرب ، ج 5 ، ص 231 . ( 1 ) . امير المؤمنين قبلا خود به مصقله نامه نوشته بود ؛ - نهج البلاغه ، ترجمهء دكتر سيد جعفر شهيدى ، ص 315 ، نامهء 43 .